اشعار مختلف
اشعار مختلف
*لا فتي الّا علي لا سيف الّا ذوالفقار
اين دعا را تو بخوان هفتاد بار
نوح پيغمبر بر كشتي نشست
اين دعا را خواند طوفان بر نشست
*روزي كه خداوند جهان تنها بود
نه حور نه ملائكه نه هفت دريا بود
ميخواست عالمي را آرد به وجود
معمار خدا بود و علي بنّا بود
*نه شهدادم بهشتي را بنا كرد
نه ايوبم كه با كرمون كنم سر
*چوب درختاي خشك خرم و خندون شدند
ميوه گرن رنگ رنگ
قدرت پروردگار
*شب ابر است شكون آدمي زاد
دل و يار وطنند و كند يار
*حالم اگر خوش گذرد زندگي نوح كم است
ور به سختي گذرد يك نفس هم كافي است
*از آن روزي كه دنيا را نهادن
كه هركس هر چه لاقش بود دادن
*حيف از اين مسجد كه در سمنون بود
يوسفي ماند كه در زندون بود
كاش اين مسجد درشوشتر بدي
پيشنمازش او حج شيخ جعفر بدي
*دوش به خود ديدم سرمستون دنيا
ليلي با مجنون يوسف با زليخا
*گل باغ مني ايشالله بماني
مو از عشق تو كردم باغباني
*عزيزون رخنه بر سندون كندعشق
دو صد ملك جهان ويرون كند عشق
(يكي گفت نه :)
عزيزون رخنه بر سندون كند نون
دو صد ملك جهان ويرون كند نون
پلنگون پنگ ريزن فيلون دندون
مروز گردند شيرون دهد نون
*كاشكي بودم دختر دارا بودم
هر جا مي رفتم صف بالا بودم
خاك تو سرم كه ندارم جهاز
*يا علي سرّ خدايي كه خدا ميداند
محرم راز خدايي كه خدا مي داند
*من اگر نيكم اگر بد
تو برو خود را باش
در پس پرده كي داند
كي خوب است كي بد
*از سلطنت ملك سليمون خبري نيست
از كبكبه ي دولت شاهون خبري نيست
از ملك جم و نيك عزيزون خبري نيست
آيا به كجايند كز ايشون خبري نيست
كو رستم دستون وكوسام نريمون
كو فرّ فريدوني وفخر سپاهش
كوهمهمه ي دولت شاهش
آيا به كجايند كز ايشون خبري نيست
*نه خسرو ماند تاج خسرووني
نه شيرين ماند به اون حسن جووني
سليموني كه حكم بر باد ميداد
خودش مي ديد تختش مي برد باد
*به هرجا پا نهادم پاي امّيدم به سنگ آمد
به هر كشتي نشستم دامن كشتي نهنگ آمد
به هر مسجد نشستم شد كليسايي
به هر عابدنشستم بت به گردن ازفرنگ آمد
*زآب خورد ماهي خورد خيزد
نهنگان به كه از دريا گريزند
*پس از نوروز سلطاني آرد يك زمستاني
دو صد كنده بسوزاني كه يك ديگي نجوشاني
· شدم مجنون ميان كوه گشتم
غم دل را بروي سنگي نوشتم
غم دنيا خورد آن كس كه مرده
كه دنيا سر به سر اندوه بوده
غم دنيا خورد يا حضرت يار
كه گل گريه كند بر آن دل زار
*اگر زرين كلاهي عاقبت هيچ
اگر خود پادشاهي عاقبت هيچ
اگر ملك سليموني ببخشي
كه آخر خاك راهي عاقبت هيچ(باباطاهر)
*اگر بار گران بوديم و رفتيم
اگر نامهربان بوديم و رفتيم
شمون كه خانمان داري بموني
امون كه بي خانمون بوديم و رفتيم
*مهتاب خوش است براي دزديدن يار
كوهها بلند و پاسبانان بيدار
خنجر كشم و رخنه كنم بر ديوار
يا زسر تن رود يا ز كف آرم يار
*خدا خواهد آنجا كه كشتي برد
دو صد ناخدا جامه از تن درد
خدا خواست آنجا كه كشتي بود
دو صد ناخدا بر لب آب مورُد
*تا نگريد ابر كي خندد چمن
تا نباشد امر حق برگي نيفتد از درخت
تا نگريد طفلك حلوا فروش
ديگ بخشايش نمي آيد بجوش (مولوی)
*به پيري رسيدم به يك كهنه ده
جواني كجايي كه يادت بخير
*کچل کی موده ای مارا خبرنیست
کفن پوسیده و یک مو بسر نیست
کچل پار مورد کچل پیرال مورده
ا زمون احمد مختار مورده(3/8/85)