*نشینم اشک ریزم با دل تنگ

نشینم جنگ کنم دریای بی رنگ

*مو که اَ تو ندیدُم دَنگِ شُنگی

چه تو پیشُم بُوی چه قَل تُنگی

*دست بر زلفت زدم دیدم دو چشمت مست و خواب

گفتمش ای ماه من برخیز سر زد آفتاب

گفت تا بر نخیزم کی در آید آفتاب؟

...

۱۸/۱۲/۱۳۸۹