*نشینم اشک ریزم با دل تنگ
نشینم جنگ کنم دریای بی رنگ
*مو که اَ تو ندیدُم دَنگِ شُنگی
چه تو پیشُم بُوی چه قَل تُنگی
*دست بر زلفت زدم دیدم دو چشمت مست و خواب
گفتمش ای ماه من برخیز سر زد آفتاب
گفت تا بر نخیزم کی در آید آفتاب؟
...
۱۸/۱۲/۱۳۸۹
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 18:27 توسط حسین و دیگر نوه ها
|